تبليغاتX
ستاره دریایی









 

 

                    

 

 

   پشت در  به ایست!

   نه به امید باز کردن در، بلکه تنها بخاطر ادب و خضوع ،

   آنگاه تمام درها برویت باز خواد شد... 

 

 

پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386
+


از اصحاب کهف اش شو...

 

 

  از همين امروز، يه هفته ديگه، ۱۰ روزه ديگه ؟! چه مي دونم هر وقت تصميم گرفتي ، شروع کن...

 يه نیگاه  به دور و برت بنداز! دنيا، كار، زندگي،‌زد و بند، آشنا بازي، زيرآب زني، دورغ ، غيبت، تهمت، ريا،چشم هم چشمي، كينه و ......

حواست هست تو چه لجني داريم زندگي مي كنيم؟!!!جالبه چقدرم داريم مثلا خوش مي گذرونيم!!!!

 

هوییییییی  کجای کاری؟!!!!

با تو ام! آره با تو!  اونی که جلوی یانه وایستادی و بروبر داری بهم نگاه می کنی... 

ببينم خجالت نمي كشي تو ؟!از اينكه تو اين دنياي شبيه لجن ! به هر كي رو انداختي بجز خودش!!!!خواستي تو دله همه جا وا كني جز اصله كاريه!!!

براي جفت جور شدن كارهات به همه اميد بستي،جز هموني كه بيشتر همه منتظره كارات رو حل كنه؟! اونی که خیلی  هم بهت اميد بسته!!!! ، ببین خودت داری كارا رو خراب مي كني....

از بس بچه بازی درمیاری و لجبازی می کنی ، هر کی دیگه غیر اون بود باید یه جا حالتو حسابی می گرفت تا آدم شی...

ولی نمی دونم چرا بجای اینکار بازم یه بهانه پیدا می کنه تا تو رو بگیره تو بغل خودش.... حالا هی تو ناز کن، تو خیالت هم فکر کن این مسخره بازی هات جاهای دیگه هم خریدار دار....

 

يه لحظه چشاتو ببند ، فقط يه لحظه خودت رو از زرق و برق و حرف حديث دنيا دور كن...

 ببين چقدر تنهايي ؟!  درست مثل خودش  

 

  همين امروز، يه هفته ديگه، ۱۰ روزه ديگه ؟! چه مي دونم هر وقت تصميم گرفتي ،برگرد پیش خودش...

کاه رجب ماه خوبیه ، بیا برگرد.... منتظرته ها

 

بعد التحرير:

چند ساليه  كه وبلاگي هاهم  با فراخوان!و ...  دور هم جمع ميشن و از روز اول ايام البيض مراسم اعتكاف رو با هم برگزار مي كنن، من  نه قصد نفي و نه قصد تاييد اين نوع برنامه ها رو دارم!

 

بالاخره هر كسي يه نگاهي داره به قضيه! ولي به نظر من اين راهش نيست كه براي با خدا تنها شدن  هم برنامه بگذاريم تا اونجا هم  با دوستان باشيم!!!!!حتي به نظرم اگه كسي مسجدي رو هم برای اعتکاف انتخاب مي كنه ؛ اگه یه جای غریب رو که هیچ کسی رو  نمی شناسه باشه  پيدا كنه خیلی بهتره میشه....

بالاخره نظره ديگه! من فكر مي كنم اينجوري بهتر خودت و خودش می تونین با هم خلوت کنین.......

 

 

 

راستي يه پيشنهاد دیگه هم دارم! اگر موافقيد : اين سه روز مرسوم به ايام اعتكاف(از 13 رجب به بعد) رو اگر توفيق نشد براي تنها بودن جايي ، مسجدي، يا تو خلوتي باشيم ، لااقل سه روز به وبلاگهامون و وبلاگهاي بقيه دوستان و ايميل و خبر گذاري ها و .... هم سر نزنيم و حتي اگه ممكنه لا اقل اين سه روز رو به اينترنت هم وصل نشيم !مطمئن باشين تو دنيا هم هيچ اتفاق خاصي  نمي افته مگر اينكه  احتمال داره بعضي آدمهاش متحول بشند!!!  

 

 

 

 

یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386
+



ستایش خدای را بر آنچه ارزانی داشت. و سپاس اورا بر اندیشه نیکو که در دل نگاشت. سپاس بر نعمتهای فراگیر که از چشمه لطفش جوشید. و عطاهای فراوان که بخشید. و نثار احسان که پیاپی پاشید. نعمتهایی که از شمار افزون است و پاداش آن از توان بیرون. و درک نهایتش نه در حد اندیشه ناموزون. سپاس را مایه فزونی نعمت نمود و ستایش را سبب فراوانی پاداش فرمود. و بدرخواست پیاپی بر عطای خود بیفزود. گواهی میدهم که خدای جهان یکی است و جز او خدایی نیست. ترجمان این گواهی دوستی بی آلایش است. و پایبندان این اعتقاد، دلهای با بینش. و راهنمای رسیدن به آن ، چراغ دانش. خدایی که دیدگان او را دیدن نتوانند، و گمانها چونی و چگونگی او را ندانند. همه چیز را از هیچ پدید آورد. و بی نمونه ای انشا کرد. نه به آفرینش آنها نیازی داشت و نه از آن خلقت سودی برداشت. جز آنکه خواست قدرتش را آشکار سازد و آفریدگان را بنده وار بنوازد. پاداش را در گرو فرمانبرداری نهاد. و نافرمانان را به کیفر بیم داد. تا بندگان را از عقوبت برهاند، و به بهشت کشاند. گواهی میدهم که پذرم محمد بنده فرستاده اوست. پیش از آنکه او را بیافرید برگزید و پیش از پیمبری تشریف انتخاب بخشید و نامیش نامید که میسزید. و این هنگامی بود که آفریدگان از دیده نهان بودند و در پس پرده بیم نگران. و در پهنه بیابان عدم یرگردان. پرودگار بزرگ پایان همه کارها را دانا بود. و بر دگرگونیهای روزگار محیط بینا. و به سرنوشت هر چیز آشنا. محمد را برانگیخت تا کار خود را به اتمام و آنچه را مقدر ساخته به انجام رساند. پیغمبر که درود خدا بر او باد دید: هر فرقه ای دینی گزیده و هر گرود در روشنایی شعله ای خزیده و هر دسته ای به بتی نماز برده و همگان یاد خدایی را که می شناسند از خاطر سترده اند. پس خدای بزرگ تاریکی ها را به نور محمد روشن ساخت و دلها را از تیرگی کفر بپرداخت. و پرده هایی که بر دیده ها افتاده بود بیکسو انداخت. سپس از روی گزینش و مهربانی جوار خویش را بدو ارزانی داشت. و دنج این جهان که خوش نمی داشت، از دل او برداشت. و او را در جهان فرشتگان مقرب گماشت. و چتر دولتش را در همسایگی خود افراشت و طغرای مغرفت و رضوان را بنام او نگاشت. درود خدا و برکات او بر محمد (ص) پیمبر رحمت، امین وحی و رسالت و گزیده از آفریدگان و امت باد.

 

 

 

                                           بخشی هایی خطبه فدکیه....

 

 

 

 

 

 

 

 

مادر... 

 

 

پاشو !

پاشو ، برو دست مادرت رو یه ماچ آبدار کن!

همه دنیا و آخرتت دست مادرته ها ....

 

 

جمعه پانزدهم تیر 1386
+


سرقت مسلحانه از پمپ بنزین!

 

"اوه اوه ! چه وضعي بود ديشب! يه لحظه ياد كوي دانشگاه افتادم! يگان ويژه يه طرف! مامورين آتش نشاني هم يه ور ديگه ! ملت هم كه مثل ....ها افتاده بودن به جون هم !و هر كي از يه طرف شيلنگ بنزين رو مي كشيد! پول كه ديگه بي پول ! بدبخت مامور جايگاه هم  جرات نمي كرد از كسي پول بگيره كه...

يه تريلي كه وسط ترافيكه سه ساعته گير كرده بود يهو قاطي كردو همين جوري دنده عقب.......  دنگ!!! شيشه ي يه مينوبوس رو اورد پايين و  و عين خيالش هم نبود بعدشم يه كم گاز داد ملت هم از ترس راه رو براش باز كردن....

تو اين وسط يكدفعه همه ي چراغهاي جايگاه بنزين هم خاموش شد!! صداي سوت و جيغ داد و.... بعد كه چراغهاي روشن شد يه پيرمرد(از اون إوايي هاي باكلاس !!) يخه يه نفر رو گرفته بود مشت و لگد و ....سره كارت سوخت...!"

خلاصه سوژ‍ ه ايي شده بود اين تو سر كله زدنها!   

 

(مكان پمپ بنزين نوبنياد ساعت 23:40)

 

 

 

 

نميدونستم اون وسط بخندم يا گريه كنم؟!

ولي اينو مي دونم كه دليل همه ي اين اتفاقها چيزي نبود جز  :عواقب يه شاهكار مديريتي منحصر به فرد! در نحوي تصميم گيري ،  اعلام! و اجرا یک (طرح مفید و انقلابی)  براي حل و  كنترل معضل مصرف بي رويه ي سوخت!

همين.....

 

 

احتمالا من ،از ديد بعضي ها الان يه ضد نظام و يا ... هستم!ولي هرچي هستم ديگه حالم بايد بگم از هر چي نماينده مجلس دروغگو و منفعت طلب و رياكره داره بهم ميخوره....

 

 

 

راستي انتخابات نزديكه! احتمالا بنده هم با این اوضاع كانديدا شوم! شعارم هم تجديد نظر در سهميه بندي سوخت، تسهيل در امر ازدواج(ترجيحا ازنوع موقت)، ارزاني مسكن،افزايش طول نمايندگي مجلس يا چه مي دونم از اين چرندیاته....

گفته باشم قول تجديد نظر تو سهميه بندي سوخت رو من گفتم ها   اووووولللل!

 

راستي يادم رفت!! يه راهكاره ديگه هم براي حل معضل سوخت در ايام تابستان دارم ها ! از اين به بعد تمامي عزيزاني كه يه پيكان زپرتي بنزين خور زيره پاشون دارن و تمامي عشقشون يه مسافرت با خانواده با كلي بار بنذيل بوده(اونم فقط داخل كشور ) عجالتا در خانه بمانند بشینن با توهم سریالهای تلویزیون قشنگ تلویزیون مشغول باشند يا اگر هم خيلي اصرار دارن به مسافرت ! خب هواپيما كه هست قربونش.....

 

والسلام.....

 

 

چند تا اسم رو نام میبرم فقط بهشون فکر کنید

هاشمی رفسنجانی بهر مانی !مهندس باهنر! سید محمد خاتمی! سید حسن خمینی! آقا محمدی !

حسن روحانی ! فیروز آبادی ! عسگر اولادی ! هادی خامنه  ای ! رسول منتجب نیا! ابطحی! نوری!

موسوی لاری! بیژن زنگنه!.......

یه سری اسم دیگه هم دارم چون براتون سو تفاهم میشه نمینویسم

 

 

 

 

 

 

ضمنا اگه مي خوايي فحش و ...  نثار احمدي ن‍ژاد و نظام و اسلام و خصوصا بچه حزب الهي ها بكني بكن ها ! راحت باش ...

آخه الان ديگه مده ! هر كي (چه از روحاني هاش و چه دانشگاهي هاش و مثلا روشنفكر ها و سياسي هاش و...) مي خواد خودش رو مطرح كنه از اين آدما  مايه ميزاره....   

 

 

 

 

 

بعد التهییج!!

 

یکی از بزرگوارن فرمودند این مطلبم تحت تاثیر دود و آتش و ... بوده !!!البته خودم فكر نمي كنم! يعني هميشه سعي ام بر اين بوده كه از روي احساسات قضاوت نكنم!و فقط قصدم نقل اتفاقاتي بود كه تو جامعه شاهد اش بودم! ولي بازهم نمی دونم شاید اینطور برداشت شده؟!

بهرحال تمام حرف اینه که  با همه ي  مزاياي انكار ناشدني اين طرح در پيشرفت و آباداني خصوصا در دراز مدت براي كشور و همچنين تمجيد از شجاعت دولت از اجراي اين طرح (كاري كه بايد سالها پيش انجام مي شد!)

 

اما بايد اين انتقاد رو هم پذيرفت كه  مسئولين و خصوصا دولت در مقوله ي  کنترل و مديريت بحران خيلي خوب عمل نكرده و نمي كنه ! بعلاوه ي اون ناگفته نماند كه  بعضا اين اظهار نظرات تحريك آميز افراد مسئول و چه بسا غير مسئول هم بود كه تا باعث ايجاد يك فضاي رواني منفي تو كل جامعه بشه!!

 

 كه همه ي اين موارد مي توانست با اطلاع رساني قوي و نه سردرگم كننده !!!بحل بشود! و از بسیاری از اتفاقات جلوگیری کنه وهمچنین  خيلي از مسائل رو هم خنثي كنه....

 

 

 

 

اين دوتا وبلاگ يعني + و +  هم در اين مورد مطالب خوبي رو نوشتند! كه پيشنهاد مي كنم خوندنشون رو...

 

 

 

چهارشنبه ششم تیر 1386
+


دوسال مانده
 

دوسال گذشت !

از سوم تیر ماه۱۳۸۴

 و تنها دوسال مانده از فرصت شان برای خدمت...

 

 

                                                             همین

 

 

بعد التحریر:

با حامد طالبی صحبت کردیم و بهشان گفتیم : آقا! نکنید اینکارها رو !! یعنی چی این بازی خاطره نویسی و خاطره گویی از سوم تیر ؟!! واقعا این کار شما عزیزان چه فرقی با جنگولک بازی دوم خردادی ها (نمونه اش برنامه چلچراغ) چند سال پیش  داره؟؟! بشینید این قولهایی که داده اند رو بگذارید کنار هم ببنیند چندتا اش رو عملی کردن یا اینکه لااقل به این تهمت هایی که به این بندگان خدا زده میشه جواب بدین نه اینکه هنوز تو حال هوای انتخابات باشین....!!

  گوش نمی دهند که ...

 

 

خاطره؟!

اینم خاطره ی ما که یه وخ نگن طرف ضد حاله!!البته ظاهر دوتا خاطره ام شاید مسخره باشه، !ولی اگه یوخده ایکیو داشته باشی حتما میگیری که منظورم چی بوده!!!

۱ـاولین خاطره ی ما از دکتر!   واسه قبل ریاست جهموری ایشونه ،یادمه ایشون رو تو نماز جمعه  تنها دیدم که  اتفاقی از کنار ما رد می شد و ما هم طبق پیش زمینه ی قبلی که از رفتار خیلی از مسئولین داشتیم و چون فکر می کردیم اقا چون شهرداره دیگه ....!!  نه سلامی و نه چیزی... اومدیم رد شیم که اتفاقا ایشون به با لبخند به ما سلام وعلیک کردند که کلی هم شرمنده شدیم!!

۲ـ و دومین برخورد ما با ایشون هم واسه بعد از ریاست جمهوریه !که تقریبا هر چند وقت یک بار ایشون رو تو یک پژوی مشکی می بینیم و هر بار که از کنار منزلمان رد میشند   حتما یه دستی تکان می دهند ...

همین...

 

 کسی نمی توته انکار کنه که فضای تفرعن آمیز بین مسئولین تا دوسال پیش  تا حدی بود که حتی بخش دار یه ده کوره هم اونقدر برای خودش حاشیه ی امنیتی درست می کرد که  کسی جرات نمی کرد از گل بالا تر بهش بگه.... 

 

ضمنا: 

در راستای افاضاتی که ما  کردیم اینجا رو یه نیگاه بنذازینگزارش عملکرد دولت...

 

شنبه دوم تیر 1386
+



مطالب اخیر:

::.. جالی تان خالی آقا جان!
::.. حرف آخر
::.. فاطمیه ..........
::.. نظره تو چیه؟!
::.. بیت النور...

 



Powered By BLOGFA - Designed By Noqteh