
من تو این وبلاگ با برادم محمد امین مطلب مینویسم تریپ فکریمونم مذهبیه شاید تقصیر خودمون بود باید اولش شفاف سازی میکردیم تا بندگان خدا دچار اشتباه نشن البته خب ما رو ضریب هوشی دوستان حساب کرده بودیم اما![]()
امید دارم تا ماه رمضون خدا گناهامونو بیامرزه
شاید یه دو کلام مطلب بنویسیم بتونیم از عقایدمون دفاع کنیم![]()
![]()
خب مطلب قبلی رو نخونی ،چیزی نمی فهمی که!!!....
اینکه اون پدر متمول یه ادم زخم خودست
اینکه اگر الان همه می گن درامد خونواده هر سال داره پر برکت تر میشه به قیمت تلاشهایه که پدر خونواده برای در اوردن اون ثروت از چنگ دزدهایستکه هیچ وقت توقع نداشتند یه روزی کسی بتونه اون رو از دستشون بیرون بکشه ...
بگذریم ...از اینکه اون دزدها که توقع از دست دادن چنین لقمه دندون گیری رو نداشتن حالا تبدیل شدن به یک دشمن کینه ایی که چند بار هم برای بدست اوردن اون ثروت به این خونواده حمله کردن و خلاصه هر کاری که از دستشون بر اومده کردن تا این خونواده نتونه روی پای خودش بایسته...
با همه ی این اتفاقها ی بیرون از خونه
توی خونه هم مشکلات کمتر از بیرون نبوده... یه خونه ی بهم ریخته ی دربه داغون !بعد از حمله ی اون دشمنا...و بعضی بزرگتر هایی که تا تونستن از این موقعیت سوء استفاده کردن و حق کوچکترها رو پایمال کردن ...
اما برای اینکه یه وقت دستشون رو نشه اینو تو گوش بچه کوچیکه پر کردن که
تموم این بدبختی ها همش به خاطر کم کاری پدر خونواده و ولخرجی های اونه
یعنی اگه الان ما سر سفره مون فقط یه غذای ساده داریم برای اینکه پدر همه ی پول غذا رو داره میده به همسایه ها یا اینکه با ولخرجی هاش داره اون رو حیف ومیل
می کنه...
و بچه ی عزیز دردونه ی خونه هم که اصلا نمی خواست یه کم عقلش رو رو بکار بندازه یا اینکه یه کم برای بدست اوردن حقش تلاش کنه...فقط حرفهای اون بزرگتر ها رو تکرار می کرد
از بیرون هم دشمن هر لحظه منتظر غفلت این خونواده بود بیشتر از هر زمان خودش رو دوباره به این خونه نزدیکتر کرده بود
و کارش این شده بود که از بیرون خونه با فریاد هاش فریب اهل خونه فریب بده تا پدر خونواده رو تخریب کنه
پدر هم که فهمیده بود دشمنا چه هدفی دارن حواسش رو از بقیه ی اوقات بیشتر جمع کرده بود
تا هم مواظب دشمنای بیرون باشه و از طرفی بیشتر مواظب رفتار بچه های بزرگترش باشه یعنی سعی می کرد تا حدودی مراقب رفتار حق کشی های بزرگتر ها باشه و از طرفی بیشتر به بچه کوچیکه برسه در مقابل برای حفاظت کل خونواده مخارجی رو هم برای سفت و محکم کردن دروپنجره خونه داشته باشه...
که نتیجه ش همین بود که تو خونه سروصدای بزرگتر ها دربیاد که وضعیتشون یه خطر افتاده ازبیرون هم جیغ دشمن در بیاد که نتونسته نقشه هاش رو عملی کنه !!
اما اینا چیزی نبود که پدر خونواده رو نارحت می کرد
مسئله ی نارحت کننده خنگ بازی اون عزیز دردونه ی بازیگوش بود که بازهم بهانه های خودش رو تکرار می کرد........
کودکی بازیگوش سخت بدنبال غذا میگردد
دست وپایش در اب
پدرش زیر خاک
دور چشمان سیاهش به کبودی میزد
زردی رویش هم به طلایی می زد
میدرخشید درون چشمش همچو اب دهنی آویزان
کور سویی ز خورشید امید
انچه را که میخواست
ناگهان پیدا کرد
پاره ای از لبخند
تکه ای از یک سیب
او مرا مهمان کرد
به همان یک لبخند

حدود ۵ یا ۶ سال پیش من به اقتضای سنم یه دفتر شعر داشتم نمیدونم شاید بهم برخورد موقعی که یکی پیدا شد بهم گفت نمیفهمی فقر یعنی چی ؟!همینم باعث شد یه نقبی به گذشته ها بزنم...
نوشته شده توسط ستاره ی دریایی
داستان ۱۸+
بعضی از این فوتبالیستها رو دیدی؟! میگن این بازی ،اخرین باریه که توی زمین چمن میان یا به قول معروف با این بازی از فوتبال خداحاظی میکنن.....
ولی دوباره دو روز دیگه در کمال ضایع بازی محض!
سرو کله شون تو زمین پیدا می شه که سلام علیکم ! یعنی ما اومدیم ... چون هنوز احساس می کنیم یه چند سال دیگه فوتبال به ما احتیاج داره !!
داستان ما هم همین شد... چند وقت پیش گفتم که این دیگه اخرین مطلبه و ما رفتیمو خداحافظو حلالم کنیدو از این حرفها...
اما الان باز دارم مطلب مینویسم که شاید استقبال دوستان هم که تو این مدت اصلا محلی نگذاشتن که یعنی خب رفتی که رفتی !کی گفته بود بیایی که حالا داری میری کسی بگه نرو؟!!... هم مزید بر علت بود ! ![]()
البته ناگفته نمونه که خوندن کامنتها گوهر بار بعضی ها از دوستان رو که باعث آمپر چسبوندن ادم می شه
هم تو این تصمیم گیری !!! بی اثر نبودها![]()
تو رو خدا به کسی برنخوره ها!! (منظورم سبزی به فروشهاست)
اما من نمی دونم این راننده تاکسیا یا سبزی فروشا تو ماشین و مغازه شون لپ تاب دارن که به این وسعت تحلیحهای سیاسی شون رو می شه تو وبلاگها دید یا داستان چیزه دیگه ست ؟!!
بگذریم .....
فعلا این یه داستان 18+ رو داشته باش تا بعد... البته مخاطب اصلیش همون بزرگواریه که مارو عرب جاهل فرض کرده اند!! ![]()
یکی بود یکی نبود تو یک شهر شلوغ ...غیر از خدای مهربون هیچکس نبود...
یعنی خیلی ها بودنا ! ولی عددی نبودن!...
می خوام حکایت یه پسر کوچولو روبگم که البته دیگه بزرگ شده بود اما هنوز باورش نمی شد که بزرگ شده و هنوز کارهای بچگانه ی خودش رو کنار نمی گذاشت و هر کاری که دلش می خواست انجام می داد
تازه اسم خودش رو هم گذاشته بود نسل سوخته ....
این پسر کوچولوي غرغرویی ما تو يه خانواده ی متمول به دنیا اومده بود که چند تا برادر خواهر بزرگتر از خودش رو هم داشت
درسته که در عمل پدر اون خونواده وضع خوبی از نظر مالی داشت و همه می دونن هفتا ده بالا هفتا ده پایین
....
که اگر بتونه سهم همه رو هم بده حتی بازهم اونقدر ثروت داره تا خانواده اش برای همیشه در ارامش زندگی کنند
ولی این وضعیت تا به حال اتفاق نیافتاده بود
و همه، خصوصا اون عزیز دردونه خونواده خیلی ناراضی بود...
کارش شده بود غر زدن
همه جا هم داد و فریاد که آی مردم کمک !! ما رو از دست این بابای ظالم نجات بدین و از این حرفا...
درسته که توی این اون خونه هنوز حق اون پسر ادا نشده بود
ولی من میخوام بگم که همه ی حق با اون نیست!!
چون..........
چون ...یه چیز هایی هست که اون پسر کوچولوی عزیز دردونه ی بازیگوش خیلی بهش توجه نمی کنه
اونهم حادثه هایه که از سالها پیش تا به امروز توی این خونه و
دور بر این خونه داره اتفاق می افته
اینه که می گم همه ی حق با اون پسر نیست
ادامه دارد...
بیا که باز مرا بی قرار خواهی کرد
به یک اشاره زمین را بهار خواهی کرد
عقاب کوه احد را شکارخواهی کرد
چنانکه در دل صحرا غبار خواهی کرد
هر آنچه موعظه کردم دلم مهار نشد
بگو برای دل من چه کار خواهی کرد
تو را به هرچه قسم آتش غزل بنشین
که رازهای مرا آشکار خواهی کرد
... ای روز آفتابی!
قیصر امینپور
عباس يعني تا شهادت يکه تازي عباس يعني عشق، يعني پاکبازي
عباس يعني رنگ سرخ پرچم عشق يعني مسير سبز پر پيچ و خم عشق
جوشيدن بحر وفا ، معناي عباس لب تشنه رفتن تا خدا، معناي عباس
بي لب نهادن لب به جام باده عشق بي کام نوشيدن تمام باده عشق
اين است مفهوم بلند نام عباس در ساحل بي ساحلي، آرام عباس

سلام بر مصباح الهدی و سفینة النجاة.
سلام بر سر و سالار شهیدان.
سلام بر عشق عالمین.
سلام بر خون خدا.
سلام بر ساقی کربلا.
سلام بر علمدار دشت کربلا.
سلام بر ماه بنی هاشم.
سلام بر زینت عبادت کنندگان.
سلام بر خالق صحیفه سجادیه.
سلام بر علی ابن الحسین(علیه السلام).
میلاد اباعبدالله حسین(علیه السلام) و حضرت عباس ابن علی(علیه السلام) و امام زین العابدین(علیه السلام) را به همگی دوستداران آل الله در سراسر گیتی مبارک.![]()

یه لیوان اب سنگین خنک بزن جیگرت حال بیاد .....!

::.. جالی تان خالی آقا جان!
::.. حرف آخر
::.. فاطمیه ..........
::.. نظره تو چیه؟!
::.. بیت النور...